تبليغاتX
توپ و خفن

توپ و خفن

هر چیزی که بخواین

سلام خوبید دیگه یه چند روز نبودم ببخشید حالا اینا رو ببنید خیلی جالبن

نظر فراموشتن نشه ها اگه میخواین بازهم از اینا ببینین برین تو ادامه مطلب.

°°°°°°°°°°°°|/
°°°°°°°°°°°°|_/
°°°°°°°°°°°°|__/
°°°°°°°°°°°°|___/
°°°°°°°°°°°°|____/°
°°°°°°°°°°°°|_____/°
°°°°°°°°°°°°|______/°
°°°°°°______|_______________
~~~~/____________________\~~~~
,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~* ¯´ ¨¯¨`*•~-


بقیه اش
+ نوشتم در سه شنبه 1386/06/13تو این ساعت 7:0 بعد از ظهر توسط خود شایان  | 

مردی بعلت تصادف با ماشین در بیمارستان بستری بود وچون جراحت گلو داشت از طریق لوله به او تنفس میدادند دکتر ها بحالش امیدوار بودند ولی زنش برای محکم کاری یک کشیش هم آورد.کشیش درحال خواندن دعا بود که مرد رنگش کبود شد وبا عجله چیزی روی یک تکه کاغذ نوشت وبه کشیش داد ولی کشیش آن را نخواند و در جیبش گذاشت چون میدید بیمار در حال مرگ است و عجله داشت که قبل از مرگ تشریفات مذهبی را کامل کند بلاخره مرد همانجا مرد و چند روز بعد کشیش در مجلس یاد بودش میگفت:چه مرد شریف و مومنی...با آن که تصادف مهلکی کرده بود هر طور بود با مرگ جنگید تا من بالای سرش رفتم ومراسمش را انجام دادم آنوقت با خیال راحت مرد...!در ضمن آخرین وصیتش را هم بمن داد که امروز آن را باهم میخوانیم:آنوقت کاغذ را از جیبش در آورد و باصدای بلند خواند:

پایت را از روی لوله اکسیژن ور دار...من دارم خفه میشم...!!! Belly Laugh 

نظر بدین تا باز هم از اینا بذارم

+ نوشتم در دوشنبه 1386/05/22تو این ساعت 4:27 بعد از ظهر توسط خود شایان  | 

کمکم کن !

 

کمکم کن راهروی خوبی باشم . نه تند بروم نه آهسته . درست در کنار تو .

کمکم کن پرنده ی خوبی باشم . نه بالا پرواز کنم نه پایین . درست در کنار تو .

کمکم کن یاد بگیرم چطور به چشمانت نگاه کنم که نه اشک های مرا میبینی و نه عشق درون چشم هایم را .

کمکم کن چطور به رویا  فرو بروم نه واقعی نه دروغ . درست در رویا .

کمکم کن چطور قایقران خوبی باشم . نه به راست بروم نه به چپ . درست به طرف هدف .

کمکم کن یک دوست واقعی باشم . درسست مثل تو ....... .

 

+ نوشتم در جمعه 1386/05/19تو این ساعت 4:45 بعد از ظهر توسط خود شایان  | 

سلام چند روز به خاطر یه مشکل نبودم.  حالا میخواستم بگم که شما هر نوع شکل موسی که

میخواستید (هر نوع شکلی   که بود) بگین تا کدشو بذارم بای.        نظر یادتون نره هاBow Down

+ نوشتم در دوشنبه 1386/05/08تو این ساعت 5:14 بعد از ظهر توسط خود شایان  | 

بنام آفریننده ی مادر

مادر جان گاه روییدنم باران مهربانی بودی که به آرامی سیرابم کند

گاه پروریدنم آغوشی گرم که بالنده ام سازد

گاه بیماری ام طبیبی بودی که دردم را می شناسد و درمانم می کند

گاه اندرزم حکیمی آگاه که به نرمی زنهارم دهد

گاه تعلیمم معلمی خستگی ناپذیر و سختکوش که حرف به حرف دانایی را در گوشم زمزمه می کند

گاه تردیدم رهنمایی راه آشنا که راه را از بی راهه نشانم دهد

مادر تو شگفتی خلقتی

تو لبریز از عظمتی

تو را سپاس می گویم و می ستایمت

در تمام شبهای تاریک و طوفانی روشنگر بودی ودر بستر بیماری پرستار بالینم

هنگامی که از غم دنیا دلم می گرفت واشک چشمانم را نمناک می کرد

تو با دستان پر مهر خود محبت را به من ارزانی می داشتی

حتی اگر بهشت زیر پایت باشد باز هم کم است

مادر جان امیدوارم از من راضی باشی تورا تا آخر عمرم هم دوست دارم.  روزت مبارک...

مادر

+ نوشتم در چهارشنبه 1386/04/13تو این ساعت 7:56 بعد از ظهر توسط خود شایان  | 

سلام ببخشید که چند روز نبودم حالا این هارو ببنید تا بعد راستی نظر یادتون نره ها 


بقیه اش
+ نوشتم در دوشنبه 1386/04/11تو این ساعت 1:42 بعد از ظهر توسط خود شایان  | 

پنجاه راه بازی با اعصاب دیگران

شما برین توی ادامه ی مطلب فقط بخندین

نظر هم بدین


بقیه اش
+ نوشتم در شنبه 1386/03/19تو این ساعت 5:45 بعد از ظهر توسط خود شایان  | 

برین فقط نگاه کنین و نظر بدین

عکس های مونالیزای باحال مثل این:

بدو برو تو ادامه مطلب بدو


بقیه اش
+ نوشتم در شنبه 1386/03/19تو این ساعت 2:12 بعد از ظهر توسط خود شایان  | 

این هم چند تا عکس همینجوری:

 

حالا ctrl+A رو بگیرید

حالا برو توی ادامه مطلب تا بازم از اینا ببینی

 


بقیه اش
+ نوشتم در شنبه 1386/03/19تو این ساعت 1:29 بعد از ظهر توسط خود شایان  | 

برین توی ادامه مطلب

اون وقت از این عکس ها ببینید:

تو رو به خدا نظر هم بدین  باور کنید بازهم از این عکس ها دارم نظربدین تا بذارم


بقیه اش
+ نوشتم در پنجشنبه 1386/03/17تو این ساعت 7:22 بعد از ظهر توسط خود شایان  |